كيست كه در اين ميخانه را ميزند و مرا كه يگانه ملحد اين شهرم, فرا ميخواند من كه جواني بيش نيستم در ميان صراحي به دستان مست . . . اما به او كه هر چه هست از اوست جوانمردي هستم آزاده از ديار كاوه . . . 28/12/1386
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت
گل مريم، گل ياس، آلالهي احساس
همه پاكي، پر از شور و احساس
گل سوسن، گل نرگس، همه شاد
همه علم و نيكي، پر از عطر گل ياس . . .
ميلاد با سعادت كريمه خلقت، اسوه و الگوي دختران هستي، حضرت فاطمه معصومه مبارك باد
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه هفتم مهر 1390 ساعت 10:9 موضوع | لینک ثابت
به نام حضرت جان آفرین
بی مقدمه پس از مدت ها می خواهم نوشتن را شروع کنم! هرچند که هیچ زمانی ننوشته ام!!! البته در این آشفته بازار می توانم ادعا کنم که از قرن ها پیش نوشته ام! البته با اجازه بزرگ ترها! تقریبا از زمانی که سن ام دو رقمی شد نوشتن را ترک کردم تا به کنون! پس قلم بی تجربه و پر قصورم را به بزرگی خودتون ببخشید، هرچند که قبلا نیز غیر از این نبوده است؛ در قرون گذشته!!!
شما که قریبه نیستین، از خدا هم که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشه که نیست! بد آشفته بازاری شده!!! فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و . . . و هر آنچه که بتواند آشفته باشد از سفره ناهار تا روابط زناشویی و حتی ارتباط با خدا و امام زمان!!!!!!!!!! تا به کی و کجا را فقط خدا می داند!!! اصلا مهم نیست حضرت آقای الف و ب و ج و د و . . . خودشون یا همسرشون از توابین هستند و اخراجی فلان سازمان و وزارت خانه، و آبدارچی و نامه بر فلان وزارت خانه، سازمان و شهرداری. فقط ارتباط مهم است! خواه اجنه، آقای ریییس جمهور، خدا، امام زمان و شاید هم حوری و پری!!! خدا را شکر سازمان های فرهنگی و هنری هم در راس این آشفته بازار هستند انگار نه انگار که فرهنگ پایه و اساس تمام آنچه هست، هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که بسیاری از این آقایان پس از اخراج کارمند رادیو شده اند و متصدی فرهنگ!!!!!!!!!!!!! چه فرهنگ سازان بی فرهنگی!!!!!!!!!! به قول نن جون عمه جانم خدا به دور خواهر توف توف!!!!!!!!
آقای احمدی نژاد، آقایان لاریجانی، آقای ضرغامی، آقایان وزیر، وکیل، مدیر کل تا به کی؟!؟! خون شهدا پایمال نشد؟
و دست آخر سخنی با جناب ضرغامی که بر صندلی رسانه ملی یعنی بزرگترین سازمان فرهنگی تکیه زده است و خود را پشت ولایت پنهان کرده؛ دست مریضات آقا!!!!! کاری که شما و امثال شما در فرهنگ کرده اید و انجام میدین کمتر کسی توانش را داره!!!!!!!!!! کمی فکر کنید!!! فکر!!! چیز غریبی نیست!!! فلان خواننده با یه شبکه به چه میزان مخاطب داره و رسانه شما با چند تا شبکه؟ چند تا کارمند؟ چند تا مخاطب؟
کمی خجالت بد نیست!!! البته اگر خودی هستین!!! برنامه های کپی شده از فلان شبکه خارجی! فیلم های کپی شده! ضد فرهنگ، ضد دین و . . . و چه افتضاحی!!! راستی وقتی از فلان بازیگر جوان زن تجلیل می کنید چه حسی دارین؟
دست آخر یاد بگیریم و سعی کنیم دین دار باشیم، دین مدار باشیم، حکومت دینی داشته باشیم اما از دین نان نخوریم، دین را خراب نکنیم و اشتباهات خود و دیگران را به اسم دین توجیه نکنیم و به پای دین نگذاریم.
خدا در قرآن می فرماید؛ تا خودتون نخواهید تغییری ایجاد نخواهد شد. و بر همین اساس امر به معروف و نهی از منکر واجب شد بلاخص در این آشفته بازار فرهنگی.
نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 10:49 موضوع | لینک ثابت
روز و شب همچو لاله سرخ بودن ز گرماي عشق پر سوز بودن روز و شب در تمناي جام مستي همچو مي پر لهيب در جام بودن همه شب در تهيدستي تا به سحر در ناله بودن در ملك سليمان با مرغ سحر هم ناله بودن هر لحظه در خط كش عمري زيستن بي خود از خود عاشقانه عمري بودن همه عمر در نياز گوشه چشمي ناله كردن در پي ناز نگاري, عمري در ناله بودن از ازل تا به ابد گويي همه عشق است و مستي همه مستان ز روز ذر همچو پروانهاي مست بودن همه چو لاله گل بودند و مريم نگار آنان همه مدعيان بودند و بي خبر از نگار بودن خوشا آنان كه گلي به سرخي لاله دارند طالب نسرين و نرگس يا لاله بودن همه روز و شب به ياد گلي قدح پر كردن ز مستي مريم به ياد ساغر عالم پر قدح بودن همه گويند ز مريم بگذر اي عاشق ديوانه گويي انگار هيچ نديدند ز عشق ديوانه بودن 28/12/1386
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت
به نام حضرت حق
يكي بود يكي نبود، زير گنبد كبود غير از خدا هيچ كس نبود، در روزگاراني نه چندان دور و نه چندان نزديك، خطيب و واعظي سخنور با تيپ پست مدرن از خطهاي قهرمان پرور؛ البت فقط براي خالي نبودن عريضه و راي بيشتر و پيشتر بنام قريه بالصطلاح اصلاح طلب كه در آرزوي ائتلاف و وحدت در اقليم خود بود، كه بايد درون پرانتز و در گوشي خدمت حضرت شما عارض شوم كه ايشان خويش را بسيار خوش آواز ميانگاشت و به صوت و عقايد و ديالوگهاي آن طرف آبي كه منظور بنده حقير آن طرف خليج هميشه فارس ميباشد كه اگر نسيه نيز مورد قبول واقع شود مقداري آنسوتر از اقيانوسها و كوههاي قد افراشته كه شايد هم از كرات ديگر، آنقدر مطمئن و راسخ كه بدون رخصت از هم محلهايهاي خود چنان سخن ميراند كه گويي در آن دهكده كه خود آن را كشوري پهناور ميناميد، هيچ كه نه ترديدي هم از وجود ذرهاي شكاف و چند دستگي كه غيبت حرام است و ميگوييم دو دستگي نيست و همه خوشحال و شاداب و مست و البت رند و هفت خط با ائتلافي به پر بادي توپ بازي ايران و كرهجنوبي در بازيهاي جام ملتهاي قاره كهن، حول رهبر سمبليك و دائم السفر به سرزمين زنان اجنبيه و يا شيخالطايفه قريه اصلاح طلبان و شايد هم با پيام يار قديمي و شكست خورده خود، هستند و خواهند بود. تا كه در آيد چشم هر آن كس كه نتوان ديد و با همان آواز خوش فرياد برآورد كه حسود هرگز . . .
اما از آنجا كه يكي از اين رندهاي طناز نظر باز با نگاههاي عاقل اندر سفيه خود در عريضهاي افاضه حكمت فرمودهاند و وجود خويش را به وجوب عاليه رساندهاند، قلم كه نه، خودكار به دست گرفته و طلب تحرير نمودم كه در سايه سار افاضات حضرت آقاي مارادونا چند جملهاي افاضه ادب بفرمايم البت افاضه حكمت!
ايشان فرمودهاند مؤتلفيم اما سه دستهايم!؛[آخر مگر ميشود! ] و به همين دلايل و قراين به نكات ظريفي براي از ميان بدر كردن دو دسته ديگر به غير از فرقه مطبوع خويش همه جوره پرداخته و سخن رانده است.( كه البت قد كوتولههاي قريه خويش را به دلايل مختلف حساب نكرده است.) ايشان اشاره كرده است كه جريان اول در پي خرده نظر بازيها ميباشند و فقط به واژههايي هزار و چند سويه مثل دموكراسي و حقوق بشر و . . . ميپردازند كه با حمايت از افرادي همچون هاله اسفندياري كه بعدها به علت تصاوير منكراتي جعبه جادويي از سر عصمتش گذشتند و يا با حمايت از توهين كنندگان به پيامبر اعظم اسلام در دانشگاه اين را به اثبات رساندهاند و سر جمع اين گروه به علوم معقول و منقول ميپردازند و در پي تنش زدايي با آرم نوكرم با ديگر ممالكند و در باب دخل و خرج زندگاني نيز به دنبال هيچ يا پوچ نيستند! و نام اين دسته را با اجازه بزرگان قوم، جريان پست مدرن اصلاحات ميگذاريم.
اما دستهاي ديگر نيز در افاضاتالحكمه اين بزرگ موجود است كه آن را جريان سنتي اصلاحات اگر بناميم بي راه سخن نراندهايم. به گفته شخص فقيد نسبت به جريان اولي كمتر در پيچ و خم واژههاي هزار و چند سويه هستند و اگر خود دستي بر قدرت داشته باشند؛ بطور كل فراموش كه چه عرض كنم، منكر هم شايد بشوند و نظر من و شما نيز در اين زمان بيشتر جنبه زينتي و سمبليك به خود پيدا خواهد كرد. در سياست خارجه نيز عموما راي ممتنع دارند و در علوم معاش نيز به دنبال شعاري مناسب براي عدالت محوري بوده كه البت تكراري نباشد.
ولي آخرين دسته كه خطيب ارجمند با تيپ پست مدرن خود سعي بر بيهمتا كردن آن داشته و بر همين اساس دو فرقه ديگر را همانند ووديآلن كه در جشنواره سينمايي كن آب نچندان پاكي بر سر روشنفكران ريخت بر سر آنان ريخته و در توصيف دسته سوم؛ اينان را بالا شهري و هايپر كلاس خوانده و نامشان را تكنوكرات گذاشته است. حضرت آقاي غضنفر اضافه فرمودهاند: كه اينان در پي شعار نيند بلكه در پي شعور بيند و به همين علت، ميل و اشتهاي وافري براي واژههاي هزار و چند سويه از علوم معقول و منقول و شش دونگ اوليها ندارند. در وادي سياست خارجه نيز همانند اوليها بوده اما در حريم تنش زدايي پا فراتر از اوليها و دوميها گذاشته و چون سومي هستند و ذاتا شلخته؛ با شلختگي تمام در پي ارتباط با كرات و ستارههاي ديگر بطور مستقيم و غير مستقيم و البت در ظاهري مشروع هستند. در آخر نيز نكتهاي قابل ملاحظه و بسيار ميمون و مبارك كه عامل تميز اين فرقه است در علوم اقتصاديه ميباشد كه خوشبختانه از اركان بسيار مهم و غير قابل انكار و حتي شرط دخول ميباشد و آن ثروت اندوزي و توسعه طلبي حزبي است! و بقول يارو گفتني: توانا بود هر دارا بود / دل پير ز ثروت برنا بود. اين دسته مدافع پر وپا قرص ثروت اندوزانند و البت خود ثروتمند و حتي فاصله شمال تا جنوب را به خاطر تنوع بسيار زيبا و عامل جذب توريست ميدانند.
حال اگر دستههاي فوق را غير قابل انكار دانيم و وجود قد كوتولهها را نيز قابل اغماض، چرا كه ته نويس اصلاحات نيز از آن چشم برنگردانده و با ما هم عقيده است و حتي از اين و آن جهت نيز به آن اضافه فرموده كه خداي نا كرده فراموش نشود كه هر كدام از اين فرقههاي اصلاح طلب پايگاهي در ميان مردم فيالجمله ايهاالناس دارند كه اولين جريان به علت يكسويه بودن در علوم معقول و منقول و حتي شش دونگ خودشان در باب حقوق بشر و . . . پايگاهي در ميان دانشجويان و روزنامهنگاران داشته و بنده نيز وجود خويش را از تقصيرات بار الهي ميدانم و به همين علت اعلام برائت مينمايم. فرقه دوم نيز كه همان سنتيها هستند به علت اسم سنت، پايگاهي در ميان مذهبيون دارند و اما فرقه سوم؛ تنها به علت ثروتاندوز بودن خواستگاهي در ميان مديران ارشد دارند كه بنده همين جا از تمامي دانشجويان، روزنامهنگاران، مذهبيون و مديران ارشد كه در اين پايگاهها نيستند به دادستاني كل كشور شكايت كرده و تقاضاي اشد مجازات را دارم البت به غير از سنگسار و قطع يد.
در پايان عريضه نيز از جناب آقاي دكتر صادق زيباكلام كمال تشكر و تقدير را به علت سرمقاله روزنامه شرق در مورخ 11/5/1386 كه مسبب اين سطور شد، دارم.
نوشته شده توسط محمود در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 18:38 موضوع | لینک ثابت
نظر دهيد!
گذر بر تاريخ گواه بر وجود عالمان مذهبي در راس تمامي نهضتهاي ضد استبدادي و استعماري مؤثر و كارا در دول اسلامي بلاخص ايران، بخاطر تفاوت در روحانيت شيعي و سني به علت وابسته به حكام نبودن و وابسته بودن دارد. و ميتوان گفت: اگر نهضت انقلابي مردم ايران در دهه 50 به پيروزي رسيد به علت رهبري كارا و مؤثر حضرت امام خميني(ره) و ديگر مصلحان مذهبي بوده است. اما باز اگر مردم نبودند؛ انقلاب اسلامي ايران هيچگاه به واقعيت نميپيوست و اگر مردم و پيروزي انقلاب نبود؛ بسيج به وجود نميآمد و اگر بسيج نبود؛ سپاهپاسدارانانقلاباسلاميايران تشكيل نميشد، و اگر سپاهي مقتدر و كارا به مرحله ظهور نميرسيد؛ نظام حاصل از انقلاب پايدار نميماند و اگر انقلاب پايدار نميماند؛ شكستي بزرگ را حوزههاي ديني كسب ميكردند كه در وراي آن ديگر اثري از آخوندهاي پاييندست نبود و به غير از مراجع و علماي بزرگ ديگر آخوندي در سياست كه هيچ در كوچه و بازار نيز ديده نميشد . . .
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 15:56 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY